تاریخ انتشار : چهارشنبه 2 آذر 1401 - 8:46
کد خبر : 17207

در حفاری قلعه باستانی اسطرلاب، قطعات کاشی به دست آمد

در حفاری قلعه باستانی اسطرلاب، قطعات کاشی به دست آمد

به نقل از این خبرگزاری : تهران- ایرنا- به گزارش روز سه شنبه ایلنا، اخیراً در بررسی باستان شناسی در قلعه لمبسر الموت استان قزوین، قطعات کاشی تاریخی و اسطرلاب کشف شده است. کامبیز کبیری باستان شناس ایرانی که سرپرستی این پروژه را برعهده دارد، گفت: کاشی هایی با رنگ های تک فیروزه ای، آبی

به نقل از این خبرگزاری :

تهران- ایرنا- به گزارش روز سه شنبه ایلنا، اخیراً در بررسی باستان شناسی در قلعه لمبسر الموت استان قزوین، قطعات کاشی تاریخی و اسطرلاب کشف شده است.

کامبیز کبیری باستان شناس ایرانی که سرپرستی این پروژه را برعهده دارد، گفت: کاشی هایی با رنگ های تک فیروزه ای، آبی روشن، سفید و سیاه تخمین زده می شود که قدمت آن به دوره میانه اسلامی بازمی گردد.

وی افزود: در حین کاوش یک دیوار خشتی با پایه سنگی پشت یک برج گرد نیز شناسایی شد.

وی تصریح کرد: این قلعه که پناهگاه زمستانی پیروان حسن صباح بود که رهبر معنوی فرقه اسماعیلیه معروف به “قاتل” بود، برای حفاظت و حفاظت بهتر مورد بررسی باستان شناسی قرار گرفته است.

در دهه ۱۹۳۰، فریا استارک، کاوشگر و سفرنامه نویس بریتانیایی-ایتالیایی، کاوش خود در این مکان را در کتابش «دره های قاتلان» توصیف کرد.

الموت به خاطر قلعه ای مستحکم که در بالای تپه ای تو در تو قرار دارد و زمانی به پیروان صباح پناه می داد مشهور است. روایت‌ها می‌گوید صباح یک سازمان مزدور عجیب و غریب را رهبری می‌کرد که اعضای آن برای قتل یا ربودن شخصیت‌های برجسته سیاسی و مذهبی آن روز اعزام شدند.

روایات می گویند که نام الموت که به معنای “لانه عقاب” است، مربوط به پادشاه منطقه ای قرن هشتمی است که از فرود عقاب در میان صخره های ناهموار آن جاسوسی کرده و برای ساختن یک قلعه تسخیر ناپذیر الهام گرفته شده است.

این سازه ویران شده که بیشتر به نام قلعه الموت شناخته می شود، اکنون یک مقصد برتر سفر برای گردشگران داخلی و بین المللی است. این قلعه در ضلع شمال شرقی روستای گازرخان در حومه معلم کلایه قرار دارد.

این مکان که بین دشت خشک و بایر قزوین در جنوب و دامنه های جنگلی انبوه استان مازندران در شمال قرار گرفته است، مسافران زیادی را با اهداف خاصی به سوی خود می کشاند: یافتن گذشته در زمان حال. برای آشنایی با فرهنگ های دیگر، دمیدن هوای تازه، یا صرفاً فاصله گرفتن از کار، به ذکر چند مورد.

قاتلان معتقد بودند که اعمال آنها آنها را به بهشت ​​منتقل می کند. ظاهراً صباح با حیله گری چنین عقایدی را با سنگسار کردن پیروانش بر روی حشیش (بی اطلاع) و سپس نشان دادن باغ های مخفی زیبا به آنها پرورش داده است.

با این حال، این تصور، نام محبوب فرقه را «Hashish-iyun»، که ریشه اصطلاح انگلیسی مدرن «قاتل» است، به این فرقه داد. کتاب پیتر ویلی، آشیانه عقاب، نسخه‌ای کاملاً دلسوزانه‌تر ارائه می‌دهد و صباح را قهرمان آزاداندیشی، طرفدار علم و سنت اسلامی به تصویر می‌کشد و نشان می‌دهد که داستان‌های حشیش اغراق‌آمیزی است که برای تحقیر اسلام اسماعیلی طراحی شده است.

این قلعه توسط فرمانروای مغول، هولاکو خان ​​در سال ۱۲۵۶ با استفاده از ترفندهای دیپلماتیک تسخیر شد، زیرا قبلاً رهبر معنوی اسماعیلیان (جانشین صباح) را مجبور به تسلیم کرده بود.

حکومت صباح از الموت (که او به شهر خوشبختی تغییر نام داد) در هاله ای از رمز و راز و معما قرار دارد. این تا حدی به این دلیل است که بیشتر اسناد اسماعیلیان در آن دوران توسط مغول‌های مهاجم نابود شد در حالی که نوشته‌های مخالفان آنها باقی مانده بود.

برای قرن ها، قلعه الموت تقریباً فراموش شد و تنها با انتشار دفتر خاطرات سفر استارک در دهه ۱۹۳۰، دره های قاتلان، به آگاهی عمومی بازگشت. یک کپی از آن جلد که اخیراً تجدید چاپ شده است، همراه خوبی برای سفر است.

ABU/AM

دیدن منبع خبر


اگر دوست داشتید از مجله روز ایران دیدن نماید 🙂