تاریخ انتشار : دوشنبه 30 آبان 1401 - 19:55
کد خبر : 17146

ربات های باستانی؛ از انسان گِلی تا هیولای برنزی

ربات های باستانی؛  از انسان گِلی تا هیولای برنزی

به نقل از این مجله : «مجله» – درست است که کلمۀ «روبات» یک ابداع جدید است، اما در میان افسانه‌های باستانی به توصیف موجوداتی برمی‌خوریم که از جهات بسیار شبیه روبات‌های امروزی هستند. انسان‌های جدید اولین انسان‌ها هستند که درباره روبات‌ها و سایر مخلوقات مصنوعی رؤیاپردازی کرده‌اند و اولین افراد را نیز می‌شناسند که

به نقل از این مجله :

ربات های باستانی؛  از انسان گِلی تا هیولای برنزی (فرادید)«مجله» – درست است که کلمۀ «روبات» یک ابداع جدید است، اما در میان افسانه‌های باستانی به توصیف موجوداتی برمی‌خوریم که از جهات بسیار شبیه روبات‌های امروزی هستند.

انسان‌های جدید اولین انسان‌ها هستند که درباره روبات‌ها و سایر مخلوقات مصنوعی رؤیاپردازی کرده‌اند و اولین افراد را نیز می‌شناسند که درباره پیام‌های ساخت این نوع مخلوقات اظهار نظر کرده‌اند.

کلمه «روبات» تازه در سال ۱۹۲۰ و توسط یک نمایشنامه‌نویس اهل جمهوری چک به اسم کارِل چاپِک، در نمایشنامه «آر. یو. آر» یا «ربات‌های جهانیِ روسوم» ابداع شد. اما روبات‌ها – یا چیزهایی شبیه به آن‌ها – هزاران سال در اسطوره‌ها و افسانه‌ها (و تا حدی در عالم واقع) وجود دارد.
اسماعیل بن الرزاز جزری، مهندسی متولد قرن دوازدهم در ترکیه امروزی، تعداد زیادی ماشین شامل فواره‌ها و ساعت‌های زنگ‌دار که با نیروی آب کار می‌کردند طراحی و ساختند. و حتی کتابی درباره علم ساختن آن‌ها با عنوان «جامع علم و عمل در دانش مهندسی» نوشت. اما به احتمال قوی «آدم‌های ماشینی» بودند که باعث شدند «پدرِ روباتیک» به او تعلق بگیرند. این آدم‌های ماشینی شامل دختری بود که چای می‌ریخت و ۴ روبات بود که آهنگ‌های متفاوتی را اجرا می‌کردند و می‌توانستند برنامه‌ریزی کنند که ضرباهنگ‌های متفاوت را بنوازند.

ربات های باستانی؛  از انسان گِلی تا هیولای برنزی (فرادید)

(تصویر یکی از روبات های کتاب الجزری)

اما به جز این، داستان‌ها و افسانه‌های بی‌شمار دیگران هم هستند که می‌توانیم از میان آن‌ها نزدیک‌ترین نمونه‌ها به روبات‌های مدرن امروزی و برنامه‌های هوش مصنوعی را پیدا کنیم.

آدم ماشینی در اسطوره ها

برای مثال، در افسانه‌های مردمیِ یهودیان، گُلِم (Golem)، از گلِ رس ساخته می‌شود که وقتی کلمات جادویی در دهانش کار می‌کنند، زنده می‌شوند. درست مثل مدل‌های زبانی برنامه‌نویسی مصنوعی است که امروز ما را شگفت‌زده کرده است و حتی می‌توانم برخی از افراد را متقاعد کنند که این ربات‌ها حس می‌کنند، در این افسانه نیز «زبان» خاصیت جان‌بخشی دارد، یعنی زبان آن ماده خامی است که به یک است. مجسمه می‌رسد. گِلی هستی می‌بخشد.

ربات های باستانی؛  از انسان گِلی تا هیولای برنزی (فرادید)

(گولم در افسانه های یهودی یک مجسمه ای است که قابل زنده شدن است)

اما تاریخچه روبات‌ها در افسانه‌ها به خیلی قبل‌تر برمی‌گرداند. آدریان مِیِر، در کتابی با عنوان «خدایان و روبات‌ها: افسانه‌ها، ماشین‌ها و رؤیای کهنِ تکنولوژی»، که در سال ۲۰۱۸ منتشر شد، توصیف می‌کند که چگونه فرهنگ‌های باستانی ایده‌های زندگی مصنوعی را توصیف کردند. یونانیانِ باستان در آثار فلزی و مکانیک مهارت دارند و تعداد زیادی ماشینِ خودکار مثلِ یک تئاتر عروسکی می سازند که می تواند کلِ یک نمایشنامه را اجرا کند. به نظر می‌رسد که این ابزارها منبع الهام از داستان‌گویان بودند.

هفائستوس، خدای یونانیِ آثار فلزی و فناوری، سلاح‌های شگفت‌انگیز برای خدایان ساخته شده است، اما هم‌چنین تعداد زیادی از عاشیان ساخته‌شده‌اند و مِیِر آن‌ها را با عنوان «دست‌سازها، نه زائیده‌ها» توصیف می‌کنند. هومر در الیاد، توضیح می‌دهد که چگونه هفائستوس کنیزانی از طلا درست کرد تا در آهنگری به کمک کنند. داستان‌های قبل از ساخت دیگر هفائستوس با نام تالس می‌گویند که مردی غول‌پیکر و مکانیکی ساخته شده از برنز بود و به گفته می‌ر «او اولین روباتی بود که پا روی زمین گذاشت.»

ربات های باستانی؛  از انسان گِلی تا هیولای برنزی (فرادید)

(نگاره های باستانی که تصویر مرگ غول برنزی به اسم تالوس را نشان می دهد)

تالس بدون انجام در سواحل کرگت‌زنی می‌کرد تا در مقابله با حفاظت از کند. نقشِ تاروس حفاظت از انسانها بود. اما یکی دیگر از اشکالِ زندگیِ مصنوعی که هفاستئوس ساخته بود هدفی کاملاً متضاد داشت.

بعدازآنکه تایتانی به نام پرمِتئوس (پرومته) آتش را به انسان‌های فانی هدیه داد، زئوس خشمگین شد. او برای اینکه به خاطر پذیرش این هدیه از انسان‌های فانی انتقام بگیرد، هفوس را مأمور کرد تا زنی زیبا از گِل بسازد: او پاندورا بود، که به نوشته می‌ر، مخلوقی مسحورکننده و «روباتی زنانه» بود. پاندورا به یک ظرف شیشه‌ای با دهانه گشاد به همراه زمین فرستاده شد تا همسر اِپیمِتئوس، برادرِ پرامِتئوس، شود. پرامتئوس به اپیمتئوس هشدار داده بود تا از طرف زئوس هیچ هدیه‌ای را نپذیرفت، بااین‌حال، اپیمتئوس پاندورا را به همسری قبول کرد، اما او را از باز کردن در ظرفهای شیشه‌های منع کرد.

اما زئوس پیش‌ازآن، به پاندورا گفته بود (یا بهتر است بگویم پاندورا را برنامه‌ریزی کرده بود) تا در شیشه را باز کند. وقتی پاندورا در ظرف را باز کرد شرارت ـ بیماری، کهولت سن، فقدان بهداشت و قحطی ـ و همه نوع رنج و مصیبت و مشکل از شیشه بیرون ریخت و بشریت را گرفتار کرد.

این افسانه‌ها چه چیزی به ما می‌آموزند؟

بر طبق اسطوره‌ها خدایان و سحر مخلوقات در وجود آوردن‌های مثل تالوس و پاندورا مشارکت دارند، اما می‌توانند استدلال کنند که این روبات‌های باستانی فقط به خواست و اراده خدایان نبودند که جان پیدا کردند. او می‌نویسد: «این‌های مصنوعی به‌عنوان محصولات فناوری نگریسته می‌شوند که با استفاده از همان مواد و روش‌هایی که صنعت‌ها برای ساختن ابزارها، ساختمان‌ها و آثار هنری، ساخت‌وسازها، ساخت‌وسازها، ساخت‌وسازها، ساخت‌وسازها و تولیدکنندگان می‌شوند.» او می‌نویسد، این داستان‌ها شبیه به «فرضیه‌سازی‌های باستانی» یا «سناریوهای فرضی و تفسیری اگر-آنگاه..» بودند.

روبات های امروزی ما واقعی هستند. اما ما هنوز هم با اگر-آن‌گاه‌های زیادی سروکار داریم که این افسانه‌های باستانی می‌توانند برای حل‌شان به ما کمک کنند. میر هشدارهای استفان هاوکینگ و سایرین درباره پیامدهای هوش مصنوعی را با هشدارها درباره خطرات پذیرش هدای خدایان، مقایسه کرده است. این هشدارها همیشه وجود دارد، فقط باید اسطوره‌ها را بخوانیم تا از آن‌ها مطمئن باشیم.

منبع: فرادید

دیدن منبع مجله


اگر دوست داشتید از مجله روز ایران دیدن نماید 🙂

برچسب ها : ، ، ، ، ، ، ، ،